ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

شنبه 13 اسفند 90

1390/12/13 11:21
نویسنده : فتوگرافی متین
145 بازدید
اشتراک گذاری

 

سارا جان سلام صبحت بخیر عزیزم

می خوام کارهای خوب و بد دیروزت رو برات به ثبت برسونم تا وقتی بزرگ شدی خودت بخونی و ببینی که چه کارایی می کردی خانوم خانوما

خوب برات بگم عزیز دل مامان دیروز داشتم اتاق شما رو براتون خانه تکونی می کردم و شما آنقدر خوشحال بودی که هی تو اتاق می رقصیدی و می گفتی آخجون اتافم خوگشل شده .

خلاصه داشتم دستمال دیوارها رو می کشیدم که دیدم دیگه صدایی از شما در نمی یاد برگشتم دیدم که بله پاتون خرده به ظرف آب کف دیوارها و ریختیشون روی موکت و خودت شده بودی عین موش که مبادا من چیزی بهت بگم

 

آنقدر عصبانی شدم که حسابی دعوات کردم و دیگه اصلاً ‌اتاقت رو ول کردم و گفتم باشه برای بعد

با هم اومدیم بیرون از اتاق و تو هم همش گریه می کردی و می گفتی مامان ببخشید

 

خلاصه آنقدر اذیت کردی که دیگه ساعت ٨ شب خسته شده بودی و می گفتی مامان بریم بخوابیم

مامان جون هم شام شما رو دادن و بعدش رفتیم با هم خوابیدیم

بالاخره شا خوابتون برد و من و بابا محسن هم رفتیم پائین تا پرده های آتلیه رو رنگ کنیم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان رها
21 اسفند 90 8:17
قربونت برم خرابکاری کردی بلای خاله قربونت برم که اینقده ملوسی